آنقدر مشغول کارهای مختلف بودم که سالروز مولوی یادم رفت. دو روز پیش هم در ایران روز مولوی بود. مثل هر آدمی مخالفان و موافقانی دارد. رشته من ادبیات یا تاریخ نیست که در مورد ادبیات٬ زندگی یا شخصیت او بحثی به پیش کشم. اما می دانم که دیدگاهش با خیلی از نگاههای روانشناختی امروز مطابقت دارد. جدای از همه اینها من علاقه خاصی به او دارم که بخاطر حسهایی بوده است که از خواندن شعرهایش به یادگار دارم. خیلی از آمریکایی هایی که شعرهایش را خوانده اند٬ از مولوی خوششان آمده است. شاید یک علتش نزدیکی زیاد بین دیدگاه صوفی منشانه مولوی با دیدگاه مذهبی مسیحیت خودشان باشد. از دیدگاه من سطحی ترین شباهت این دو٬ حالت شادابی ترانه هایشان است. از دیدگاه معنای اشعار هم٬ تشابهاتی با شعرهایی که در کلیساهای اینجا خوانده می شود وجود دارد.
چند ماه پیش بر آن شدم که استاد راهنمایم را -که تا به حال تنها با حافظ و سعدی و فردوسی آشنایی داشت - با مولوی هم آشنا کنم. از لوا درخواست کردم که از دوستانش در مورد بهترین ترجمه انگلیسی آثار مولوی سوال کند. او هم بواسطه نازی (که آن وقتها نمی شناختمش) از یکی از اساتید برکلی سوال کرده بود. خلاصه آن که ظاهراً کاملترین ترجمه مثنوی از Nicholson است که بیشتر کاربرد دانشگاهی دارد. چیز هایی هم که در اینترنت هم پیدا کردم این سایت (به فارسی) است. در سایتهای زیر هم ترجمه انگلیسی بعضی شعرهای مولوی را یافتم:
اگر چیز بیشتر یا بهتری می دانید لطفاً ما را هم سهیم کنید.