دو ماه و نیم پیش وقتی از کنفرانس Springfield میآمدم، از کسب جایزه یکی از انجمن ها خوشحال بودم. اما مطمئن نبودم که چگونه از پس این ترم برآیم. شاید سنگینترین ترمی بود که در تمام دوران تحصیل داشتم. بخاطر سیستم آموزشی Quarter base*، طول ترم نصف زمان معمول ترمهای ایران بود. حجم و تکالیف درسها مخصوصاً یکیشان اگر دو برابر حجم همان درس در دوره دکترای ایران نبود، کمتر نبود. یعنی میزان فعالیت من عملاً چهار تا شش برابر بود که با در نظر گرفتن تدریس بیشتر هم میشد. اما از سختی اش شکایت ندارم. هیچ کربنی بی فشار و گرمایش الماس نمیشود و هیچ شمشیری هم بی پتک و چکش سخت نمیگردد. بارها خسته شدم از میانگین سه ساعت خواب در دو روز، یکی شدن صبحانه و نهار و شام، سر و کله زدن با دانشجویان و با پروژههای خودم. اما در همان لحظههای سخت که بهانه برای شکایت کردن و رها کردن بود، تصمیم گرفتم که بیتوجه به نتیجهاش ادامه دهم. سعی کردم فارغ از آنچه که دیروزش داشتم و فردایش خواهم داشت فقط در همان لحظه تمام تلاشم را بکنم. در تمام دوران تحصیلم چنین ترمی نداشتم.
روز شنبه برای بزرگترین کنفرانس تخصصیام در آمریکا به San Diego آمدیم. یکشنبه هم برمیگردیم. شرکت در کنفرانسهای بزرگ قسمت عمدهای از موفقیت در تحصیل و شغل است البته در صورتیکه پیچ و خم استفاده از چنین موقعیتهایی را بدانیم.
* هر ترم دو ماه و هر سال چهار ترم است.